خانواده

توانایی های متعدد زنان

ایران بان نو: مریم نصیری// در گذشته تحقیقات نشان می داد برخی زنان از اعتماد به نفس اندک رنج می برند. آن ها به خود، از آن چه واقعا هستند ارزش کم تری می دهند و توانایی های خویش را باور ندارند. امروزه وضعیت زنان دگرگون شده و زمان پیش رفت و اوج گرفتن آن ها شروع شده است. شیوه ی تفکر زنانه مبنی بر قراردادن خود به جای دیگری و دادن انگیزه به دیگران، پایه و اساس شایستگی اجتماعی آن ها را تشکیل می دهد. توانایی انجام کارهای مختلف در یک زمان و توجه به جزییات فراوان در کنار هم، به آن ها این امکان را می دهد که نه تنها در بسیاری از حوزه های زندگی نقش داشته باشند، بلکه پست سرپرستی را نیز بر عهده بگیرند. زنان در زمینه های اقتصادی، مدیریتی، پزشکی، سیاست، فرهنگ و دیگر زمینه های مهم اجتماعی توانایی بالایی دارند.

جنس مونث در تمامی توانایی های ارتباطی، امتیاز بزرگی دارد. آن ها در سخن وری چیره دست تر هستند. زنان آسان تر از مردان حسی را که در حین ادای جملات وجود دارد، می شناسند و به معنای آن پی می برند. زنان به طور کاملا واضحی درجه ی بالاتری از حس هم دردی دارند .زنان به حالات و احساسات فرد دیگر بدون این که او به طور مستقیم آن ها را ابراز کند، پی می برند. ایجاد ارتباط میان سلیقه های مختلف و درواقع ایجاد هم خوانی بین عقاید، برای آن ها نسبتا ساده است. زنان معامله گران ماهرتری هستند؛ هم چنین می توانند در کارها همکاری بهتری داشته باشند و این استعداد را به ارث برده اند که تشریک مساعی کنند و هماهنگی و وحدت به وجود آورند. به طور کلی درصد بالایی از مهارت های حسی در اختیار زنان است و هم چنین آن ها می توانند مسایل مختلفی را به طور هم زمان در نظر داشته باشند. آن ها به انسان ها و خصوصیات رفتاری شان توجه نشان می دهند، علاقه مندند بدانند دیگران چه می کنند و می خواهند آن ها را درک کنند و انگیزه ی شان را بفهمند؛ به همین علت است که در زنان سطح بالاتری از اطلاعات رشد می کند و هم چنین از توانایی بالایی در مدیریت بحران برخوردارند. انسان هایی وجود دارند که با وجود مشکلات سرنوشت ساز، قدرت عظیمی نیز به دست می آورند. این قدرت روحی را (انعطاف پذیری) می نامند و زنان از انعطاف پذیری نسبتا بالایی برخوردارند.

آن ها از همان بدو تولد قدرت تحمل شان در بسیاری از محدوده ها بالاست. زنان تسلیم ناپذیر و مقاوم، در مقابل مشکلات روزمره ی زندگی نیز خود را پرتوان نشان می دهند و در مقابل پیش آمدهایی که اتفاق افتاده اند و دیگر نمی توان آن ها را تغییر داد، مکانیسمی درونی دارند که به آن ها اجازه می دهد شرایط موجود را بپذیرند، توجه خود را به مسایل جدید معطوف کنند و با تغییرات جدید با مقاومت روبه رو شوند. هم چنین آن ها اعتقاد دارند به سرعت از پس مشکلات برمی آیند و راه جدیدی را در پیش می گیرند؛ زیرا قدرت خویش را می شناسند.

برنامه ریزی زنان با آینده نگری همراه است. آن ها ارتباط بین مسایل را به طور کامل در نظر می گیرند و از قدرت تشخیص غریزی و قدرت تجسم بالایی برخوردارند. بسیاری از جزییات پیرامون شان را در ذهن خود ثبت می کنند، به هم پیوند می دهند و ارتباط منطقی و مفیدی بین آن ها برقرار می سازند. زنان به طور هم زمان به افراد متعدد توجه می کنند و می فهمند که هر یک از آن ها به چه کاری مشغول هستند. زمانی که زنی به مکانی وارد می شود، فورا متوجه ارتباط بین افراد آن جا خواهد شد. این که چه کسی در حق دیگری ارفاق قایل شده است و کدام زن در حال رقابت با دیگری است. آن ها به طور کلی روابط انسانی را چه در زمینه های خصوصی و چه در زمینه های شغلی به سرعت تشخیص می دهند. آن ها خیلی زود متوجه می شوند که چه کسی قصد همکاری دارد و چه کسی مخالف وی است. آن ها به آینده های دور می اندیشند.

زنان به طور کلی در محیط شغلی خود از سه قاعده پیروی می کنند: تقسیم مسئولیت ها، کوتاه کردن راه تصمیم گیری ها و افزایش صلاحیت ها. مردان در این مقام و با ایجاد این تغییرات به خود مغرور می شوند و خودستایی می کنند. این روش مدیریت، روش جدیدی است که در آن مسئولیت بیش تری متوجه تک تک افراد می شود. ریاست طلبی کاهش می یابد و کنترل دقیق کیفیت لازم می شود. این برای زنان تنها یک برنامه ریزی واقع بینانه است. هم چنین زمانی که آن ها بخواهند تغییرهایی ایجاد کنند، سرسخت باقی می مانند و از خود استقامت نشان می دهند. آن ها وظایف محوله ی شان را جدی می گیرند و برای حل یک مشکل، بیش تر از دیگران فکر می کنند. آن ها فقط زمانی راضی می شوند که به کیفیت بالایی دست یابند و به ندرت حاضر می شوند قبل از دست یابی به این کیفیت کار خود را به اتمام رسانند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا