سبک زندگیگفتگو

حاضرم مجانی کار کنم اما زنان رشد کنند! + عکس

ایران بان نو: شیوا شاکری// دنیای رنگارنگی در اطرافش هست که خودش خالق اوست. می گوید علاقه به یادگیری را از دست نداده و همواره خود را تشنه فراگیری مفاهیم جدید می داند و همین باعث شده تا علاوه بر نقاشی که حرفه ی اصلی ست سراغ سوزن دوزی و بازسازی لوازم قدیمی برود که اتفاقا در این زمینه ها هم شهره شهرست. این ها بخشی از دنیای بانوی هنرمند و فهمیده سمنانی است که علاقه دارد آنچه می داند را حتی بدون هزینه به دیگران منتقل کند تا زنان از زیر سالها نگاه جنس دومی خارج شده و خود را بازیابند. اگر برای شما هم دیدن مسیر تلاش های خانم سیما حجاری جالب است، این گفتگو را از دست ندهید.

ابتدا مختصری از کار و فعالیتی که دارید را بفرمایید. چطور شد این فعالیت را شروع کردید؟

من به هنر علاقه داشتم و در خانه با استفاده از همان امکاناتی که بود، کارهایی انجام می دادم اما کم کم با محیط هنر آشنا شدم و به کلاس هایی رفتم. اساتیدم من را ترغیب کردند که بیشتر در این هنر فعال باشم و خیلی خوشحالم که در حد همین مختصر هم پیشرفت کردم. راستش نمی دانم چند نفر توانستند این اشتغال را داشته باشند اما من برای یاددادن دریغ نکردم؛ سعی کردم چیزی را که یاد گرفتم به خانمها یاد بدهم.

نقاشی+سیما حجاری

به درآمد این شغل نیاز داشتید یا به کار در اجتماع و ایجاد تنوع در زندگی علاقه‌مند بودید؟

در ابتدا درآمد برایم مهم بود اما درحال حاضر این دیدگاهم تغییر کرده. الان دوست دارم خانم ها در عرصه هنر بیشتر دیده شوند مثلا ما نه فقط در ایران، بلکه در کشورهای دیگر هم اینطور است که در تاریخ هنر هیچ اسمی از بانوان نداشته ایم در صورتی که زنان نقاش بزرگی داشتیم و البته هنرهای دیگر اما در کتاب تاریخ هنر اسمی از این بانوان برده نشده. به همین دلیل سعی کردیم در محیط دانشگاه در مبحث نقاشان و تاریخ هنر بیشتر در مورد بانوان تحقیق کنیم و به دانشجویان بشناسانیم. من وقتی با خانمها صحبت می کنم نمی گویم خانه داری بد است اتفاقا خانه داری و آشپزی، هنر محسوب می شود اما حرف من این است که خانم ها بیشتر به خودشان اعتماد داشته و احترام بگذارند. صحبت من در درجه اول این است که خودتان را بشناسید و بدانید چه چیزی می خواهید. از اینکه می بینم خانم ها تمام فکرشان فقط رسیدن به یک سری مسائل است ناراحت می شوم چون شخصیت یک زن فراتر ازین است که خودش را درگیر این مسائل بکند. زن باید در جامعه بیشتر دیده شود و خداروشکر در جامعه و کشور ما دارند پیشرفت می کنند.  شاید من خیلی دخیل نباشم ولی تا آنجا که توانسته ام با اطرافیانم صحبت کردم و آموزش دادم مثلا هنر سوزن دوزی را به کسانی که صنایع دستی دوست داشتند یاد دادم. به کسی که نقاشی دوست داشت طراحی یاد دادم یا کار بازسازی وسایل دست دوم که با یکسری از خانمها در تابستان گذشته انجام دادیم و خیلی جواب داد چون تنوع طلبی انسان های مدرن زیاد شده، دوست دارند هرسال وسایل خانه را عوض کنند؛  ما می رفتیم این وسایل را می گرفتیم، بازسازی می کردیم و دوباره از اینها استفاده میشد. من در مورد این کار تبلیغ خاصی نکردم ولی وقتی کسی به خانه من می آمد و می دید وسیله دست دومی گرفتم پیش خودش می گفت که چرا اینکار کردم؛ دفعه بعد که می آمد آن وسیله را نمی شناخت و می گفت چقدر این وسیله تغییر کرده و خوشگل شده است. برایش جالب می شد و می گفت من هم کمد در خانه دارم که خیلی وقت است از آن استفاده نمی کنم و کارایی ندارد. به او یاد می دادم که این رنگها را بگیر و استفاده کن. مثلا خانواده ای میز کهنه ای دارند که به خاطر شرایط اقتصادی نمی توانند دوباره بخرند. آنها با یک رنگ آمیزی ساده می توانند دوباره از آن استفاده کنند. یکبار یکی از دوستانم در خیابان یک صندلی پیدا کرد و آن را آورد. من یادش دادم که سمباده بزند و رنگ کند. هنوز هم آن را دارد و می گوید چقدر بد هست آدمی که این را دور انداخته ذهنیتی نداشته که باز هم می شود از این استفاده کرد. این شد که حتی خانواده ام برایشان این موضوع جالب شد. همانطور که گفتم، اول کار خیلی به درآمد فکر می کردم. تمام ذهنیتم این بود محصولی درست کنم که فروش برود، محصولی که دیده شود و طبق نیاز جامعه باشد اما هرچه بیشتر در مقوله هنر پیش رفتم فهمیدم که مسائل مالی را نباید دخالت داد؛ حاصل کار مهم نیست و نباید به نتیجه فکر کرد چون نتیجه خودش شکل می گیرد. من وقتی کاری را شروع می کنم به نتیجه فکر نمی کنم، نتیجه خود را نشان می دهد. این موضوع برایم جالب بود که بارها پیش آمد که برای اطرافیانم و حتی غریبه ها کاری انجام دادم که پولی برایم نداشت. آن موقع فقط این برایم مهم بود که دیدگاهشان نسبت به هنر جور دیگری شود. برایم مهم بود که در خانه دیگران یک اثر هنری چه از من چه از بانوان دیگر باشد.

شما برای انجام کارهایتان، کارگاه دارید؟ چند نفر مشغول کار هستند؟

 فعالیت من بیشتر در منزل است و اعتراضی ندارم. شرایط سخت وجود دارد. یک زمانی ما کارگاه داشتیم و با بچه های دانشگاه فعالیت می کردیم. بازخورد خیلی خوبی داشتیم و تجربه خیلی خوبی بود ولی کارگاه را نتوانستیم مدت زیادی نگه داریم و الان در حال حاضر در خانه کار می کنم. با وجود وظایف و مشکلاتی که هست مثلا گاهی مهمان می آید و عقب می افتیم اما بالاخره کار را انجام می دهیم. به نظر من کسی که بخواهد کاری را انجام دهد انجام میدهد؛ خواستن توانستن است. من این موضوع را انقدر برای خودم تکرار کرده ام که در ضمیر ناخودآگاهم نشسته و الان طوری شده که میگویم کاری نیست که نشود انجام داد. آدم هرکاری را بخواهد انجام دهد میشود و چیزی نشد ندارد . چیزی اگر در ذهن آدم خطور میکند 100 درصد آن اتفاق می افتد.

پارسال پروژه ای بود در مورد سوزن دوزی که بانوان در خانه انجام می دادند و من آموزششان را در خانه ترابی انجام می دادم. یکسری روتختی هایی دوخته شد و به بازار رسید. طرحشان از یک طرح سنتی سنگ سر گرفته شده بود. پروژه اصلی دست خانم حلاجی بوده اما آموزش را من انجام دادم و بازخورد خوبی داشت و در کنارش به آموزشهای دیگر هم پرداختیم مثل سوزن دوزی روی کفشهای گیوه و وارد بازار کردیم و خوشبختانه جواب داد.

بازسازی+سیما حجاری

نحوه فروش محصولتان چگونه است؟ چقدر از بازاریابی اینترنتی استفاده می‌کنید؟

در مورد بازایابی و فروش محصولات؛ من خیلی کم بازاریابی میکنم. راستش دلیلش را نمیدانم اما دوست ندارم با محیط بیرون خودم را درگیر کنم. اوایل خیلی درگیر فروش محصولات بودم اما حالا خیلی وقتها مجانی کار را انجام می دهم بدون دریافت هیچ هزینه ای. وقتی می بینم وسیله ای که رویش کار کرده ام، در خانه کسی هست و می گویند این کار را خانم حجاری انجام داده، برایم جالبتر است تا بخواهم بگویم بابت این از شما پول می گیرم چون اگر آن شخص هزینه ای داشت می رفت و وسیله بهتر را می خرید. من شخص را در پرداخت هزینه آزاد می گذارم. گاهی می گویم به جای دستمزد، وسیله های لازم برای کار را بخر مثل رنگ یا به عنوان هدیه یک کتاب بخر اینطوری برایم جذابتر است تا بخواهم روی کارهایم قیمت بگذارم. نمی گویم پول چیز بدی است اتفاقا خیلی هم خوب است چون ما برای بسیاری از فعالیت ها نیاز به پول داریم برای خرید مواد اولیه اما همه چیز پول نیست.

شما مادر یک خانواده هم هستید؛ چطور فعالیت در این کار را با وظایف مادری و همسری و خانه داری تلفیق می کنید؟

بله من مادر هستم و فرزند کوچک دارم. سعی می کنم این موضوع برایش جا بیفتد که مادر بودن صرفا به این معنا نیست که یک زن باید فقط کارهای خانه را انجام دهد. دوست دارم این تصور برای فرزندم باشد که زن باید در اجتماع قرار بگیرد. این تفکر را داشته باشد که مادر من همیشه فعالیت می کرده. گاهی فرزندم می گوید: مامان خوشحالم که شما نقاشی می کنید. می پرسم چرا: می گوید چون در کنارت من هم فعالیت می کنم. من وقتی کاری می کنم برای او هم وسیله می گیرم و او در کنارم فعالیت می کند و گاهی از ایده هایش هم استفاده میکنم چون ایده های بچه ها خیلی با ما متفاوت است.

نقاشی+سیما حجاری

عکس العمل هم‌محله ای ها و همشهری هایتان به کار شما چطور بود؟

در مورد واکنش اطرافیان خیلی جالب است که خوششان می آید که من همیشه از حداقل امکانات استفاده می کنم چون ما فضا و امکانات خاصی نداریم. من به مادر و خواهرم می گویم که ساخت یک میز یا یک وسیله جدید کار سختی نیست؛ این میز ساخته دست یک انسان است که او، بیشتر از من و شما، چیز زیادی ندارد، فقط به خودش اعتماد داشته. کار سختی نیست و فقط ما هم باید به خودمان اعتماد داشته باشیم. کار در محیط اطرافم هم تاثیر داشته و با وجود کرونا و محدودیتها بازخورد خوبی داشتم و با وجوداینکه بازدید کمی داشتیم برایشان جالب بوده که با حداقل امکانات و هزینه ما توانستیم وسیله های جدیدی درست کنیم مثلا حتما لازم نیست پول بدهیم و گلدان جدیدی بگیریم؛ می توانیم از وسیله هایی که داریم استفاده کنیم و حتی از وسایل پلاستیکی و دورریختنی. حتما اینطور نیست که بازیافت به صورت ماشینی صورت بگیرد؛ می شود به دست ما هم اتفاق بیفتد.

در خانواده؛ چند سال پیش که این کار را انجام می دادم مادرم به صورت جدی مخالف بود و میگفت چه دلیلی دارد که نقاشی یا فعالیت های هنری انجام دهی اما با گذشت زمان دیدگاهش تغییر کرد و الان بیشتر مادرم من را تشویق میکند. با اینکه می داند من درآمد زیادی از این کار ندارم و مثلا بابت هنرجویی که می آید و آموزش می دهم یا وقتی مدرسه می روم به دانش آموزش یاد می دهم، ساعتی پول می دهند و آن هم هزینه خیلی ناچیزی است ولی احساس می کنم از اینکه می بیند به کارم علاقه دارم و عشق می ورزم و ساعتها نشستم و نقاشی می کنم، وقتی نتیجه کار را نگاه میکند، واقعا برایش جذاب است و میگوید چقدر قشنگ و خوب شده. از رنگ آمیزی خوششان می آید. خوشبختانه من توانسته ام اعتماد اطرافیان را جلب کنم که شاید در چند سال پیش این اعتماد را به من نداشتند و خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده. گاهی شده که در بعضی مسائل با اینکه عضو کوچک خانواده هستم با من مشورت می کنند. من سعی میکنم که همیشه اطرافیانم را ترغیب و تشویق کنم که درس بخوانند و دانشگاه بروند. این کار را برای خانم برادرم انجام دادم و الان در دانشگاه تحصیل می کند. خوشحال است و می گوید که شاید ادامه دهد. خواهرم شرایطش را ندارد ولی به او کتاب می دهم که بخواند چون معتقدم مطالعه در نگاه به زندگی و تربیت بچه تاثیر می گذارد. این که بخواهی بنشینی در خانه و کاری نکنی خوب نیست. حقیقت این است وقتی یک زن در خانه بیکار باشد مسائلی پیش می آید که اذیتش میکند. این برای من جالب بود که می دیدم یک خانم که بیکار است مدتی که میگذرد می خواهد وسیله ای را تغییر دهد. در ایران اینطوری است که یک نفر کار می کند و بقیه مصرف کننده هستند؛ این ظلم است که مثلا مرد کار کند و خرج بدهد و نیازهای تنوع طلبی خانم را برطرف کند. این شد که با بعضی از خانم ها حرف زدم و دیدم که واقعیت این است که اگر در خانه بمانند و بیکار باشند و فقط به فعالیتهای روزمره برسند (البته حالا فضای مجازی آمده و تایمی با این دنیا سرگرم هستند) می نشینند و می گویند باید پرده را عوض کنیم، میخواهم مبل را عوض کنم و … واقعا این قضیه خیلی ناراحت کننده است. من به آنها می گویم اگر این وسیله را عوض کنی فقط برای مدتی آرامش داری اما بعد دوباره میخواهی یک چیز دیگر را عوض کنی پس بهتر است درونت را عوض کنی. همه چیز زندگی در تجملات نیست. یکسری چیزها هست که باید فرهنگ سازی شود و متاسفانه نمی شود. من به تنهایی نمی توانم جار بزنم بین خانمها. صدای من به همه نمیرسد. ای کاش همه با هم بودیم و میشد این فرهنگ را بین خانمها جا بیندازیم که زندگی فقط لباس و پوشاک و مبل نیست. ما باید از وسایل استفاده کنیم، از دنیا و طبیعت استفاده کنیم.

صورتگری+سیما حجاری

آیا تا به حال زیرمجموعه و همکاری داشته‌اید که دارای سابقه انضباطی یا کیفری بوده باشد؟

من در مورد گذشته افراد هیچوقت سوال نمی پرسم. من هیچ کسی را قضاوت نمی کنم و برای من مهم نیست که یک شخص سابقه کیفری داشته باشد یا خیر و اگر یک روزی هم بدانم باز هم برایم فرقی نمیکند چون او هم انسان است. نباید هیچوقت کسی را به خاطر گذشته و اشتباهی که داشته از یکسری مسائل دور کنیم. شاید برای هر شخصی اتفاق بیفتد. نمی توانیم بگوییم که ما انسان پاکی هستیم و هیچ وقت اشتباهی نمی کنیم. اگر این حرف را بزند یک جایی از افکارش میلنگد.

و در آخر، صحبتهایم را اینطور جمع بندی می کنم: هدف من در ابتدا چیز دیگری بود که با گذشت زمان و مطالعه ای که انجام دادم و اتفاقی که در زندگیم افتاد هدفم تغییر کرد. درواقع اول هدفم، کسب پول بود ولی الان نمیگویم مهم نیست، هست ولی هدف اصلی من یادگیری است و اینکه وقتی چیزی را یاد میگیرم آن را انتقال دهم تا یادگیری مجدد من به وجود بیاید. تا آنجا هم که امکان داشته باشد از نظر فعالیت، صحبت و همدلی و … به خانم ها کمک میکنم. من اگر فرهنگم تغییر کند و اعتماد به نفس داشته باشم این فرهنگ به وجود می آید. من یک زنم و واقعا باید بتوانم بدون ترس در جامعه قرار بگیرم. بارها شده وقتی با اساتید دانشگاه صحبت کردم، من را ترغیب کردند که جنبشی راه بیندازم به نام ترغیب بانوان تا این تفکری که خیلی از خانم ها دارند که ما زنیم و نمی توانیم خیلی کارها را انجام دهیم از بین برود. البته من زیاد در جامعه قرار نمی گیرم چون یکسری معضلات فرهنگی من را اذیت می کند و خیلی هم درگیر مسائل فروش نشدم و بیشتر از طریق آشنایان سفارش می دهند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا