آموزشخانوادهسبک زندگی

داستان عاشقی بانوی ایرانی!+عکس

ایران بان نو/ صبا مصفا(روزنامه‌نگار): ادبیات ایران و جهان آیینه تجلی عشاق است. کمتر افسانه و داستانی به رشته نگارش درآمده یا به صورت شفاهی دهان به دهان چرخیده است که در آن سرگذشت عاشق و معشوقی روایت نشده باشد.

منبع الهام بسیاری از شاعران نیز عشق است و حکایت دلدادگی.همه انسان ها تصور خودشان را از عشق دارند.هرکسی می پندارد وقتی جنس مخالفی را دوست داشت،عاشقی شیدا شده که باید در فراق معشوق بنالد و سر به بیابان بنهد!

اکثر آدمیان سیمای عشق را در داستان ها و افسانه ها دیده و شنیده اند،اما کمتر کسی پیدا می شود که خودش عاشق واقعی بوده یا تجلی آن را در وجود کس دیگری دیده باشد.

تفاوت عاشق شدن با دوست داشتن بسیار است.عشق خاصیتی دارد که در وجود هرکسی متجلی نمی شود.
فردی عارف مسلک و صبور می خواهد که از فراق یار، سر به بیابان ننهد و در برابر ناملایمات کمر خم نکند.
عشق مداومت می طلبد و ایثار.باید هرآنچه دارد به پای محبوب بریزد و دل و جان خویش را نیز،درجا ببازد و از این جان باختن لذت ببرد.عشق واقعی خاصیتی دارد که دوست داشتن ندارد.عشق به معشوق در وجود عاشق،هر لحظه بیشتر شده و آنی از شدت آن کم نمی شود،اما دوست داشتن چنین نیست و شدت ضعف دارد.

گاهی شنیده اید که فردی به کسی می گوید دوستت دارم،ولی چندی بعد فریاد می کشد که از تو متنفرم!
در عالم عشق چنین چیزی وجود ندارد و حتی متصور نیز نمی توان شد.عشق واقعی هیچ گاه به نفرت ختم نشده و نمی شود.

عاشق و معشوق واقعی به ندرت به چشم می آیند،اما وجود دارند.یکی از این عشاق واقعی،دکتر نادیا مفتونی و استاد حسین نوری است.

حسین نوری جانبازی است که از نعمت راه رفتن و استفاده از دست ها محروم است،اما قریحه ای خوش دارد که شعر می سراید و قصه و فیلمنامه می نویسد.
او نقاشی هم می کشد،اما نه با دست،بلکه قلم را در دهان می گذارد و روی بوم معجزه می کند.

نادیا مفتونی،عاشقی واقعی و مفتونی حقیقی است.کمتر زنی دیده شده که به این درجه از عشق رسیده باشد که عرفا نیز غبطه آن را بخورند.

عده ای خام اندیش در ابتدا فکر می کنند نادیا از سر دلسوزی با حسین ازدواج کرده است،اما وقتی با این بانو آشنا شده و شرح عشق باختن اش به حاج حسین را می شنوند،به حقیقت این عشق پی می برند.

حسین نوری+نادیا مفتونی
حسین نوری+نادیا مفتونی

دکتر نادیا مفتونی،با داشتن محاسن بسیار،دانش کافی و موقعیت خانوادگی و اجتماعی،می توانست با مرد دیگری ازدواج کند،اما عشق را برگزید تا با سختی ها و دردسرهایش حال کرده و لذت ببرد،زیرا در عالم عشق ،تمام گرفتاری ها و سختی ها،حتی زخم خوردن، لذتی دارد که لذت بخش ترین لذات مادی با آنی از آن قابل مقایسه نیست.

نادیا مانند پروانه به گرد شمع حسین می چرخد و آنی از وی غافل نیست.لحظاتی که با او سپری می کند را حاضر نیست با هیچ چیز دیگری عوض کند.

مستندهایی که درباره این عاشق و معشوق ساخته و پخش شده،تنها بخش کوچکی از حکایت این محب و محبوب است.در یکی از این فیلم ها،وقتی نادیا می خواهد به همسرش چای بنوشاند، حسین آقا در یک لحظه او را غافلگیر کرده و بوسه ای بر دستان اش می زند.این بوسه از سر عجز یا تشکر نیست،بوسه عشق است و جایگزینی ندارد.

امروز هر دو در جهان شهره هستند و آوازه شان در ممالک فرنگ پیچیده و می پیچد.

اغلب بانوان ایرانی،زنانی سخت کوش هستند که بر تمام مصیبت ها،حتی شهادت فرزندان و همسران شان تاب آورده و می آورند.آنان در عرصه دانش، هنر،اقتصاد و… نیز یگانه اند.وقتی هم که عاشق می‌شوند،عشق شان ابدی است و تا پای جان به عهدشان متعهد هستند.

دکتر نادیا مفتونی،تنها یکی از شیرزنان ایرانی است،بی شک مانند نادیا در تاریخ ایرن زمین کم نبوده اند،امروز نیز در گوشه و کنار کشور،نادیاهایی هستند که تمام وجود خود را وقف،همسر و خانواده خویش میکنند. آنان هم مدیریت خانه را برعهده دارند و هم با توانایی خویش توانسته و می توانند کارهای بزرگی را در کشور به سامان برسانند و به مقامات عالی برسند.
اگر به بانوان ایران زمین اعتماد بیشتری شده و موانع دست و پاگیر از مقابل شان برداشته شود،اتفاقات بسیار خوبی را می توانند برای مملکت شان،حتی جهان رقم بزنند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا