سبک زندگیکسب و کارگفتگو

زنانی برای روزهای سخت

ایران بان نو: بانوانی که خارج از خانه کار می کنند، به طور همزمان دارای سه نقش همسری ، مادری و شغلی هستند. هر یک از این نقش ها دارای مجموعه ای از انتظارات مختلف هستند، عدم تعادل بین این نقش ها می تواند مشکلاتی را به وجود آورد .همچنین نمی شود مدت زمان انجام فعالیت در یک نقش را برای فعالیت نقش دیگر اختصاص داد .فشار حاصله در یک نقش ،بر عملکرد شخص در نقش دیگر نیز تاثیر می گذارد، یعنی زن آن قدر درگیر کسب و کار می شود که رابطه عاطفی اش با همسر و فرزندان کاهش پیدا می کند. اینها مسائلی را به وجود می آورد که در آخر کار، نه تنها مطلوبیت زندگی حاصل نشده، بلکه از نقطه آغاز نیز عقب تر رفته است. نحوه مواجهه زنان کارآفرین با چالش نقش های متفاوت ،محور این نشست ایران بان نو است که با حضور خانم ها طیبه دین محمدی مدیر خیریه کسب و کار و مرکز نوآوری اجتماعی ، فاطمه ذاکریان، نبی، عرب و حسینی چهارتن از بانوان کارآفرین برگزار شد.
در ادامه متن این دور همی جذاب را می خوانید:

دین محمدی: خانم ذاکریان فکر می کنم تجربه شان خیلی گرانقیمت و خاص باشد به خاطر اینکه مادر 3 فرزند پسر هستند که یکی از پسرهای شان دچار معلولیت اند. ایشان با این حجم از مسوولیت توانسته اند برای هزار نفر اشتغال ایجاد کنند. قطعا تجربه شان باید خیلی جذاب و گرانبها باشد.

ذاکریان: این سبک زندگی با داشتن بچه سالم هم سخت است، چه برسد به من که بچه معلولی هم دارم، ولی باز من طوری برنامه ریزی کرده ام که نه خللی در زندگیم به وجود بیاید و نه بچه ام احساس کند کسی در خانه نیست، چون از وقتی که مادرم آسمانی شده، خداوند کاری کرده که خواب پسرم به صبح افتاده، یعنی شب تا صبح بیدار است و صبح که من از خانه بیرون می روم خواب است تا ساعت 5-6 بعدازظهر.همیشه ساعت 5-6 که بیدار می شود می گویم سلام صبح بخیر! یعنی صبح برایش آن موقع است .خداوند کمک کرده که من بتوانم به فعالیتم ادامه بدهم. در زندگی هم طوری بوده که من وقتی از خانه بیرون می روم غذا آماده است و زیر اجاق را هم خاموش می کنم، یعنی طوری نیست که مثلا غذا را از شب بگذارم یا روز بگذارم، هر روز غذای تازه داریم. مدیریتم از این نظر الحمدلله خوب بوده . همسرم غذایی که مانده باشد را نمی خورد، برای همین کمی به خودم سختی می دهم ،ولی همان روز غذاهای تازه درست می کنم، به خصوص برای همان بچه معلولم که همیشه باید غذایش آبکی باشد و برنج دوست ندارد.یکی از کمک های خداوند همراهی همسرم است. الان حدود 12 سال است که به عنوان فروشنده فروشگاه مان مشغول هستند. اجناسی که خانم ها می آورند، چه محصولات کشاورزی ،چه دامی و چه همین صنایع دستی را ایشان تحویل می گیرند و من بیشتر وقتم را در همان آموزشگاه به سر می برم و موقعی هم که نباشم هیات مدیره هستند.

دین محمدی: بچه های تان چند ساله بودند خانم ذاکریان که رییس هیات مدیره تعاونی شدید؟

ذاکریان: الان 17 سال است که در این کار هستم . پسر بزرگم 36 سال دارد .زمانی بوده که بچه ها زیاد به من نیاز نداشتند. پسر بزرگم تربیت معلم بود که من این کار را شروع کردم و اتفاقا برای اولین بار بود که از من دور می شد. من همیشه می گفتم خدا را شکر الان که خانه نیستم در تربیت معلم مشهد قبول شده ،چون تا آن موقع همیشه با هم بودیم و یکدفعه از هم جدا شدیم
دین محمدی: جای خالی شان را احساس نمی کردید و سرگرم کار شده بودید.

ذاکریان: بله، یعنی آن قدر سرگرم کار بودم که یک روز ساعت 3 شده بود و من فکر می کردم 11 است! یعنی از بس کار داریم متوجه نمی شویم کی این ساعت ها تمام شده است.

دین محمدی: نوع محل اشتغال تان و کارگاه در روحیه تان تاثیر داشته؟

ذاکریان: خیلی، کلا من به این فضاهای سنتی و تاریخی خیلی بها می دهم .فکر می کنم آدم از فضاهای قدیمی انرژی می گیرد. خدا حفظ کند آقای رمضانی مدیر کل میراث فرهنگی را که یک فضای تاریخی در اختارمان قرار دادند.

دین محمدی: اینکه خانم ها با شما همکار هستند و محیط زنانه است تاثیر داشته در روحیه لطیف تان یا نه؟

ذاکریان: نه، میدانی ما زیاد بوده و این طوری مشکلات را با همدیگر حل کردیم. هیچ کدام مان شاید سواد آنچنانی نداشتیم، ولی مشاوره هایی به هم می دادیم و از هم الگو می گرفتیم. در زندگی مشاجره هایی هست و بدون دغدغه نیست. هر کدام مان یک مشکلاتی داریم و هنگامی که در کنار هم می نشینیم، می بینیم که زندگی فراز و نشیب دارد، ولی باید مقاوم باشی.

دین محمدی: کار کردن در فضایی که خانم ها هستند یکی از حسن هایش همین است که می توانند با هم صحبت کنند. در گذشته خانم ها این فضا را خیلی داشتند، چون خانه ها به شکلی بود که اتاق اتاق دور یک حوض قرار داشتند. روز که همسران شان نبودند با هم مراوده داشتند و عین همین مشاوره هایی که الان مرسوم است، آن موقع با هم صحبت می کردند و تخلیه می شدند. بدترین مشکلات شان تا شب حل می شد. در مورد تربیت فرزندان شان، بزرگ کردن آنان، شوهرشان و هرچه که الان وجود ندارد برای خانم ها درباره اش صحبت می کردند. الان خانم ها به گونه ای زندگی فرادا دارند، یعنی هرکسی برای خودش زندگی می کند و فضای اجتماعی دیگر وجود ندارد. فضاهای کاری که این گونه خانمانه است خیلی روحیه خانم ها را شاد نگه می دارد. من خودم تجربه اش را دارم. جایی که چند خانم با هم کار می کنند خیلی تنش شان کاهش پیدا می کند. اگر با هم صمیمی باشند، بعد از مدتی که با هم صمیمی می شوند، می توانند در طول روز آن مسائل روحی را با هم به اشتراک بگذارند و تا شب به یک آرامشی برسند و وارد فضای خانه شان شوند.

ذاکریان: بله، ما 25-20 نفر خانم در آن مجموعه هستیم که شاید فقط برای خوردن یک چای کنار هم باشیم، همان 10 دقیقه آن قدر انرژی می گیریم از همدیگر که انگار خسته نشده ایم و باز شروع به کار می کنیم.

دین محمدی: خانم عرب عزیز،شما هم توضیح دهید.

عرب: من زمانی که شروع به این کار کردم یک دختر داشتم و یک پسر. هر دو را در کالسکه می گذاشتم و با خودم به محل کار می بردم. صبح هم ساعت 5 بیدار می شدم و نهار را درست می کردم.

دین محمدی: کار شما آن موقع چی بود؟

عرب: همین کارهایی که انجام می دادیم. من اولین کاری که شروع کردم در عرصه طراحی و آرایشگری و گریم بود.قبل از شروع کار غذا را آماده می کردم .بچه ها را با خودم به محل کار می بردم تا اینکه کم کم بزرگ شدند. من در 20 رشته تسلط کامل دارم ،شیرینی پزی ،روغن گیری ،ترشی، سفالگری ، آیینه کاری ، طراحی روی لباس، دیوار و کاشی و…همه اینها را انجام می دهم. بعد که بچه ها کم کم بزرگ شدند، هم در خانه کارگاه داشتم هم در بیرون. یعنی زمانی که باید سریع در خانه بودم و به زندگی برسم،کارها را می آوردم در خانه انجام می دادم. می دیدم شوهرم برایم چای می آورد و می گفت نمی خواهی استراحت کنی ؟می گفتم نه. نگاه می کردم می دیدم ساعت 3 صبح است. می خوابیدم و باز ساعت 5 بیدار می شدم و ناهار را آماده می کردم و به کارگاه می رفتم.

دین محمدی: بچه های شما گله می کردند که مامان چرا این قدر وقتت پر است؟

عرب: زمانی که بچه ها مدرسه می رفتند، من طوری می آمدم که وقتی به خانه می آیند من باشم.این طوری بودم تا اینکه دخترم بزرگ و معلم شد. پسرم و دخترم هرکدام سر خانه و زندگی خودشان رفته اند. وقتی به نمایشگاه می روم به بچه ها می سپارم من که نیستم برای پدرتان به نوبت غذا بیاورید تا نبود من را حس نکند.

دین محمدی: یعنی هیچ مشکلی نداشتید؟

عرب: نه ،نداشتم.

دین محمدی: در مورد تحصیل شان چی؟

عرب: دخترم خدا را شکر الان پزشکیار است و پسرم هم نقشه کش جاده است .پسر کوچکم هم می خواهد وارد نظام شود.

دین محمدی: سه فرزند دارید؟

عرب: بله

دین محمدی: پس همسرتان کمک حال تان هستند؟

عرب: بله کنارم است. طوری کارها را تقسیم کرده ام که اصلا متوجه نشوند. ظهر یک نمونه غذا باشد و شب هم یک نمونه ،حتی اگر شب غذا ساده باشد، ظهر نباید ساده باشد.

میزگرد ایران بان نو با حضور طیبه دین محمدی و خانمها ذاکریان، عرب، نبی و سیدحسینی
میزگرد ایران بان نو با حضور طیبه دین محمدی و خانمها ذاکریان، عرب، نبی و سیدحسینی

دین محمدی: خیلی سخت است!

عرب: بله،چون در شهرستان ما آقایان گوشت دوست دارند، یعنی اگر گوشت درست نکنیم، می گویند چرا غذا درست نکردی؟!

دین محمدی: یعنی کوکو و کتلت نمی توانید درست کنید؟

عرب: نه ،اصلا نمی خورند، فقط باید گوشت باشد، ولی در کنارم بوده و در کار خانه کمک حال من هستند. حتی وقتی بیمار شدم مغازه اش را فروخت به خاطر تهیه داروی مرا نجات دهد.من سرطان داشتم و با مغازه ای که فروخت 500 میلیون دارو گرفت و خوب شدم.

دین محمدی: شروع کردید به کسب و کار و خدا هم برکت داد.

عرب: بله خدا را شکر. راضی ام به رضای خدا.

دین محمدی: تلفیق وظایف مادری و همسری با این حجم عظیم فعالیت ها و مسوولیت ها را چگونه مدیریت می کنید؟

نبی:یک مقداری سخت است ،ولی نشد ندارد. اول اینکه شوهرم کنارم هست، شاید نصف مسائل خانه را او حل و فصل می کند .کمک مادرم هم خیلی مهم است و خانواده از من حمایتم می کنند. اوایل بعد از اینکه دیدم مشغله ام خیلی زیاد می شود و تمرکزم برای تولید و بازاریابی را از دست می دهم، آمدم گفتم چرا چند نفر را کنارم نیاورم که از لحاظ مدیریتی بعضی از مسوولیت ها را بدهم به آنها تا مقداری از بار مسوولیتم کم شود که بتوانم وظایف دیگرم را به نحو احسن انجام بدهم تا موفق باشم؟ قبل از این همه ،باید به مادرم هم فکر کنم و دخترم نیز خیلی نیاز به من دارد، به خاطر وابستگی اش. آمدم چند تا از مسوولیت های کاری را به چند خانم سپردم که خدا را شکر کمی از بار مسوولیتی من کم شد.

دبن محمدی: چگونه زمان تان را مدیریت می کنید؟ صبح ساعت چند بیدار می شوید؟ تحصیل و آموزش بچه را چطور مدیریت می کنید؟

نبی: اوایل شروع کار مجبور بودم صبح زود از خانه بیرون بیایم. روند تولید تولید من طوری است که مثلا در جایی باید، یک هفته، 10 روز یا یک ماه پیگیر باشم تا کار راه بیفتد. دیگر خدا را شکر راه افتاده. روی غلتک که بیفتد دیگر آنچنان سرکشی و نظارتی نیاز ندارد. باز آنجا استوپش را می گذاریم، چون آنجا راه افتاده. در هر منطقه ای که چند روستا کنار هم برای ما کار می کنند، می رویم منطقه ای را شناسایی می کنیم که به این این 5-6 منطقه به نزدیک است. جایی را می گیریم به عنوان انبار که مشکلی برای رفت و آمد به شهر وجود نداشته باشد. مثلا ما انبار مرکزی مان خود شهرستان است و نزدیک 4-5 تا انبار در منطقه های مختلف در روستاها داریم که آن روستا مرکزیت چند روستای اطراف است که به ما نزدیک است.این یک راه حل بود که ما دائم نباید در انبار باشیم برای فرستادن مواد اولیه. بعد برای هر کدام از انبار ها یک نفر را گرفتیم برای توزیع نخ .مثلا خانم ها بیایند بافت شان را تحویل دهند،آنان این کارها را انجام می دهند.

دین محمدی: این مدل کسب و کار که شما خانم ها را به صورت خانگی مشغول به کار کرده اید، فکر کنم که به شما کمک کرده است، چون اگر همه یک جا تمرکز می کردند، مثلا در یک کارگاه خیلی بزرگ ،قطعا وظیفه شما این بود که از صبح تا ظهر بالای سر اینها باشید و نظارت کنید، ولی الان اینها در خانه های شان هستند و شما یک بار می روید و کار را راه اندازی می کنید ،چون بالاخره بافت فرش هم یک کار زمان بر است و حداقل شش ماه تا یک سال زمان می برد. شما آن زمان آزاد را دارید که بروید و کار دیگر را یا دار دیگری را راه بی ندازید و….

نبی: دلیل استقبال از کار ما همین است ،چون خانم در کنار شغلی که دارد بر کار خانه و تربیت فرزندش هم نظارت دارد و نیاز نیست از خانه بیرون بیاید. این خیلی مهم است در منطقه ما و همین یاعث استقبال شد، چون نیاز به رفت و آمد نبود تا اذیت بشوند.اینها را که انجام دادیم، یک کم از مسوولیت من پایین آمد. جاهایی که من راه می اندازم ،حدود یک ماه- 40 روز یا دو ماه وقت صرف می کنیم برای بازدید و آنجا استوپش رامی گذاریم و می رویم مناطق جدید باز بافنده ها را پیدا می کینم.

دین محمدی: زمان تان خیلی انعطاف پذیر و دست خودتان است؟
نبی: درست است . بالاخره از این ور و آن نور زمان ها را می زنیم تا برسیم به خانه.

دین محمدی: یعنی تا حالا مشکلی نداشتید؟

نبی: بدون مشکل، نیست ولی ما زن روزهای سخت هستیم.

دین محمدی: برای بارداری تان مشکلی نداشتید؟ منظور همزمانی بارداری و اشتغال تان است؟
نبی: آن زمان که من فرزندم را دنیا آوردم کار نداشتم. قبل از شروع شغل و حرفه و کار بود، ولی خب فعلا مشکلی ندارد.

دین محمدی: خانم سید حسینی به خاطر اینکه در چند منطقه یا استان فعالیت می کنید، شاید برای خانم ها جالب باشد که بدانند شما چگونه می توانید با حدود 500 یا 560 کارگاه کار مشترک داشته باشید و به آنها مواد اولیه بدهید یا محصول شان را بخرید؟

سید حسینی:560 کارگاه وجود دارد، اما ما تاسیس نکردیم، با هم کار می کنیم و در یک تیم هستیم . حدود 6 سال است که کار را شروع کردیم.فعالیت مان در مناطق و جاهای مختلف بوده، چه به صورت حضوری و چه مجازی با هم در تماس هستیم.

دین محمدی: خانم سید حسینی شما مادر هستید؟

سید حسینی: بله مادر دو فرزند. یک پسر 27 ساله و یک پسر 20 ساله.

دین محمدی: چه نوآوری ای برای حفظ آرامش خانه و وظایف مادری و همسری در کنار وظایف کاری داشتید؟

سید حسینی: حمایت خانواده به نظرم یکی از اصول اساسی این کار است. همسرم یکی از غلمان های بهشتی است که خداوند روی زمین به من داده ، التبه این به خاطر لیاقت خودم بوده!
همه بچه ها خیلی هماهنگ هستند ،چون پسرم هم در این کار است و خیلی کمک حال من است،هم مدیریت و هم خرید میوه را بر عهده دارد.

دین محمدی: کوچکتر بودند چی؟

سید حسینی: حدود 6 سال است که در این کار به صورت جد ورود پیدا کرده ام .پسرم آن موقع حدودا 21 ساله بود. آن یکی پسرم تقریبا 16 ساله بود ،یعنی بچه ها تقریبا بزرگ بودند . خودم معمولا بعد از نماز صبح نمی خوابم و سعی می کنم صبحانه و ناهار بچه ها را آماده کنم، چون هر چهار نفرمان حدود ساعت 8-8:30 از خانه بیرون و سرکار خودمان می رویم. از سال اولی که کار را شروع کردیم، بحث مسافرت استانی را هم داشتم ،گاهی اوقات که می رفتم ،به خاطر اینکه خانواده کمبود احساس نکنند، به اندازه یک هفته یا سه روز یا چهار روز غذا را آماده می کردم داخل ظرف های یک بار مصرف می گذاشتم و در کیسه فریزر و روی هرکدام یک شعر می نوشتم، مثل دوست تان دارم، جایم چقدر خالی است و این صحبت ها.

میزگرد ایران بان نو با حضور طیبه دین محمدی و خانمها ذاکریان، عرب، نبی و سیدحسینی
میزگرد ایران بان نو با حضور طیبه دین محمدی و خانمها ذاکریان، عرب، نبی و سیدحسینی

دین محمدی: خیلی مهم است خانم هایی که اشتغال خیلی سنگین دارند یا کارهای بزرگ انجام می دهند، باید حتما یک سری خلاقیت و نوآوری ها در روش زندگی شان داشته باشند. اگر نداشته باشند قطعا قافیه را از دست می دهند. خیلی جالب است که من در این خانم های کارآفرینی که با آنان مراوده دارم این را می بینم، یعنی روی خوش و یک روحیه خیلی شاد.
این عزیزان در اوج خستگی و اوج کار،وقتی دور هم نشسته بودیم همه در حال خنده و گفت و شنود بودند. در عین خستگی، هر کدام ایده های نوآورانه در مورد کارشان را با اشتیاق می گفتند.این نشان می دهد که این فعالیت خیلی برای روحیه زن لازم است. زن ها خودشان ارضای روحی می شوند و در کنار آن از فضای خانواده نیز دور نمی شوند، چون وارد یک محیط زمخت مردانه نشده و وارد یک فضای همنوا با فطرت خود شده اند.مثل خانم ذاکریان و خانم نبی که در حرفه بافندگی هستند . خانم عرب در حرفه سوزن دوزی و تولید ادویه جات و غذاست و خانم سید حسینی هم در کار خشک کردن میوه است که باز با مواد غذایی و پخت و پز و چیزهایی سر و کار دارد که با روحیه زن سازگار است .در عین حال که دارند اتفاقات بزرگی را در حوزه اشتغال رقم می زنند و برای این تعداد زیاد اشتغال ایجاد کرده اند، آن روحیه زنانه، شیطنت و آن سرزندگی های خاص خود را نیز حفظ کرده اند. نکته اش این است که اگر این نباشد ،قطعا آن کار هم به سرانجام نمی رسد، چون یک سری مشکلاتی سر راه خانم ها پیش می آید که تمرکزش را برای کار کردن می گیرد.

سید حسینی: دقیقا همین حالت است.ما حتی برنامه کوهنوردی را الان سالیان سال است که جمعه ها داریم. اگر موقعیت بچه ها طوری باشد که بتوانیم باهم برویم که با هم می رویم، وگر نه من و همسرم قطعا بعد از ظهرهای جمعه یا صبح ها می رفتیم. قبلا کارمان کمتر بود و صبح ها 4-5 صبح بعد از نماز می رفتیم و تا ظهر بودیم ،ولی حالا که کارمان سنگین تر است، معمولا صبح های جمعه استراحت می کنیم و بعدازظهر می رویم .در کل آن طوری نیست که دچار روزمرگی کار و اقتصادی باشیم .برنامه ریزی مان را داریم و کاری نداریم که دور بودن از خانواده های مان بیشتر شده. حالا شاید من دانشجو و دانش آموز زیاد دارم . همه را هم عین دخترهای خودم خیلی دوست دارم. می گویند که این کار شما را از ما گرفته، ولی در اصل این شکلی نیست. می گویم بین تمام این برنامه ریزی ها ممکن است مقداری خلاء هم ایجاد بشود، ولی به هر جهت کاری است که شروع کرده ایم.

میزگرد ایران بان نو با حضور طیبه دین محمدی و خانمها ذاکریان، عرب، نبی و سیدحسینی
میزگرد ایران بان نو با حضور طیبه دین محمدی و خانمها ذاکریان، عرب، نبی و سیدحسینی

دین محمدی: برنامه ریزی در زندگی خانم خیلی مهم است. نه می شود برای یک خانم تجویزش کرد از روز اولی که ازدواج می کنی یا مثلا به سن 18 سالگی می رسی ،برو سریع در ورطه کار خودت را غرق کن و یا اینکه فقط ازدواج کن و بچه دار شو و بچه را بزرگ کن. یعنی این برنامه ریزی باید در زندگی خانم باشد که الان وظیفه من این است که ازدواج کنم، بعد بچه را از آب و گل در بیاورم و سپس می توانم وارد فضای اجتماعی شده و یک سری تحولات در فضای اجتماعی را رقم بزنم. یعنی این ترتیب و توالی را باید در زندگی داشته باشه که دچار مشکلاتی که حاد است و یا برطرف نمی شود، نشود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا