گفتگو

صادرات سنت ایرانی به همسایگان

ایران بان نو: شیوا شاکری//« نفیسه عروجی» کارآفرین اصفهانی،  متولد 1356 و دانش‌آموخته مدیریت است. او که متاهل و مادر یک دختر 8 ساله  است در صنعت پوشاک فعالیت می‌کند. پوشاکی که تولید می‌کند ایرانی و مدرن است که از طراحی‌ها و هنرهای سنتی بهره می‌گیرد. او یک بانوی کارآفرین است و دغدغه‌های اجتماعی‌اش او را به سمت ایجاد شغل برای بانوان آسیب‌دیده سوق داده است.  متن پیش رو حاصل گفتگوی ما با اوست.

 ایده کسب و کارتان چطور به ذهنتان رسید؟

 به صنایع دستی علاقه‌مند هستم و تحقیقات زیادی در موردش انجام داده‌ام. از طرفی  متوجه شدم پوشاکی که امروز استفاده می‌شود هویت ملی‌اش را از دست داده است  و پوشاک ایرانی نیست. این شد که روی اصالت و هویت پوشاک ایرانی تمرکز کردم و از صنایع دستی برای تولیدش کمک گرفتم. کار ما به گونه‌ای است که نه هویت صنایع دستی دچار آسیب شود نه هویت پوشاک. با این روش در اصل هم نوآوری انجام شد هم احیا. نوآوری مربوط می‌شود به ورود صنایع دستی که  باعث شد این هنر کاربردی‌تر شود. این اقدام به صورتی انجام شد که صنایع دستی نه تغییری کند نه هویتش آسیب ببیند. هویت لباس ایرانی را هم در طراحی‌هایمان احیا کردیم. با توجه به شرایط روز و نیازهای زندگی امروز و در نظر گرفتن موضوعاتی مثل محیط زیست این اقدام را انجام دادیم. به عنوان مثال فرشی که برای جهیزیه آماده می‌شد و امروز به دلیل زمانبر بودن و آسیبی که به بینایی می‌زند، رو به فراموشی است در اندازه بسیار کوچک تولید و به عنوان یک افزوده به کیف ما اضافه می‌شود و مورد استفاده بانوان قرار می‌گیرد. یعنی فرشی که در حال فراموش شدن بود به طور ویژه برای تولید یک کیف تولید و در ترکیب با چرم طبیعی تبدیل به محصول نهایی می‌شود. مثال دیگر دکمه‌های خاتم است. دکمه‌های ضدآبی که با زیرساخت چوب تولید شده و این هنر از ویترین خانه روی لباس آمده و به یک وسیله کاربردی تبدیل کرده است. مثال دیگر در این زمینه گلیم است که وارد لباس شده است. مثال سربندهایی که اقوام مختلف استفاده می‌کردند، ما به روزش کردیم و در اختیار مصرف‌کنندگان قرار دادیم. در همه این موارد از هویت و لباس اقوام استفاده شده است. ما این سنت‌ها را با طراحی‌های امروزی مدرن کردیم. کار ما این‌گونه نیست که مشابه آن‌چه بقیه تولید می‌کنند، تولید کنیم. ما افزوده‌ای در تولیداتمان داریم که به ایرانی بودن لباس اشاره می‌کند.

 کارتان را چگونه آغاز کردید؟

من کار را از تسهیل‌گری در روستا شروع کردم. زمانی که برای توان‌افزایی به روستاها رفتم دیدم خیلی از چیزهایی که هویت روستایی به شمار می‌رود در حال نابودی است. مثل پوشش یا خاطراتی که دارند یا موارد دیگر. مورد دیگری که ذهنم را مشغول کرد این بود که هر داری که از این خانه‌ها حذف می‌شود به نوعی معیشت خانوار را دچار مشکل می‌کند. این بود که تمایل به اشتغال‌زایی در من شکل گرفت. تصمیم گرفتم یک نوآوری در صنعت پوشاک و صنایع دستی داشته باشم. صنایع دستی همیشه علاقه و دغدغه‌ام بوده است. پوشاکی که خودم استفاده می کردم همیشه زبانزد بود و روی طرحش خیلی کار می‌کردم. علاقه به صنایع دستی و پوشاک و حضورم در روستا و دغدغه معیشت پایدارکه برایم ایجاد شد باعث شد تصمیم بگیرم کسب و کارم به گونه‌ای باشد که باعث توان‌افزایی زنان روستایی شود. یعنی زمینه‌ای فراهم شود که چند نفر صاحب شغل شوند. برای این کار روی داشته‌هایم حساب کردم. خیلی به روستاها و مناطق محروم می‌رفتم. تفاوت اقوام و جذابیت‌هایی که در هر کدامشان بود متقاعدم کرد که به سمت یک نوآوری بروم. همه کارها و محصولات از دل روستاها تامین می‌شود. ما لزوما کار را به اصفهان نمی‌آوریم. به عنوان مثال اگر از سوزن‌دوزی بلوچستان استفاده می‌کنیم کار در همان منطقه انجام می‌شود. یا مثلا اگر قرار است در طراحی لباس از جلیقه‌های کرد استفاده کنیم به هنرمندان همان منطقه یعنی سرپل ذهاب آسیب‌دیده سفارش می‌دهیم و برایمان می‌فرستند و در اصفهان به محصول نهایی تبدیل می‌شود. حتی برای یراق‌های روی صندل‌هایمان هم به آق‌قلای گلستان رفتیم و ظرفیت‌شناسی کردیم نوارهای مورد نظرمان را پیدا کردیم و سفارش دادیم البته طراحی کارها در اصفهان انجام می‌شود. ما اولویت‌ها را کمی جابه‌جا کردیم اول به دنبال ایجاد اشتغالیم بعد درآمد. کار ما باعث می‌شود هم نوآوری اتفاق می‌افتد هم منطقه‌ای که دچار آسیب شده است به اشتغال پایدار می‌رسد. ما شغل را از بیرون به داخل منطقه نمی‌بریم. تحقیق و رفتن به روستا برای من زمینه‌ای فراهم کرد که کسب‌وکارم را نوآورانه پیش ببرم.

 محصولاتتان را چگونه به فروش می‌رسانید؟

تا کنون هیچ مشکلی برای فروش محصولاتمان نداشتیم. دلیل مشکل نداشتنمان این است که محصولاتمان نوآورانه و کاربردی است. دلیل دیگر این است که هیچ وقت قیمت بالا روی محصولاتمان نگذاشتیم. خریدار ما می‌داند برای چه محصولی با چه ارزشی  پول می‌دهد. تمام محصولات ما شناسنامه‌دار است و نشان سازمان صنایع دستی را با خود دارد. حتی کیف هایمان که خروج فرشش از کشور تحت نظر سازمان سمت است و چرمش زیر نظر سازمان صنایع دستی نشان هر دو سازمان را دارد ما برای داشتن این دو نشان دو سال دوندگی کردیم. تا کنون نه تنها برای فروش در داخل کشور مشکلی نداشته‌ایم بلکه با روابطی که با آن‌سوی مرزها داشته‌ایم توانسته ایم محصولاتمان را حتی به صورت چمدانی از ایران خارج کنیم. حتی پیش آمده که با کمک دوستانمان در خارج از کشور در نمایشگاه‌های آنجا شرکت کنیم به این صورت که محصولاتمان را فرستاده‌ایم و برایمان فروخته‌اند. سه ماه اول شیوع کرونا هیچ کاری نکردیم نه به دلیل صدمه دیدن از کرونا بلکه می‌خواستیم از این فرصت استفاده کنیم و روی طراحی محصولاتمان بیشتر کار کنیم. خوبی کار ما این است که تمام کارگاه‌ها در خانه‌های کارگران است. فقط یک دفتر برای طراحی و برگزاری جلسات داریم. فعالیت کارگاه‌ها زیر نظر بانوانی است که برای ما کار می‌کنند. دو تا سه ماه ابتدای شیوع کرونا به طراحی و به‌روز کردن محصولات مشغول بودیم. بعد از آن هم محصولات در سایت‌های طرف قراردادمان به فروش رسیدند البته در 45 روز گذشته هیچ محصولی ارائه نکرده‌ایم. دلیل کارمان هم این بوده است که می‌خواهیم سایت خودمان را راه‌اندازی کنیم. قبلا چون تعداد محصولاتمان کم بود و نهایتا دو محصول داشتیم به صرفه نبود که سایت داشته باشیم اما الان با کامل شدن محصولاتمان در حال ایجاد سایت و صفحه اینستاگراممان هستیم. سایت ما با حدود 18 محصول که همه‌شان تولید شرکت خودمان است شروع به کار خواهد کرد. الان در حال کار روی فرآیند ثبت برندمان هستیم. می‌خواهیم از اسمی بهره ببریم که مناسب مجموعه‌ای باشد که تولید می‌کنیم. تلاشمان انجام درست ثبت برند و رسیدن به اهدافمان است. تاکنون از اینستاگرام فقط در بخش برند شخصی استفاده کرده‌ایم برنامه‌مان این است که همزمان با سایت صفحه اینستاگرام رسمی‌مان هم ساخته شود. تا الان فقط آشنایان با این روش از ما لباس خریده‌اند.

 فعالیت‌هایتان چه تاثیری در محل زندگیتان گذاشته است؟

  مزیت شرکت ما این است که به صورت تعاونی ثبت شده است. این یعنی هم تعاونی هم من به عنوان یک شخص پشتیبان کارها هستیم. هم پشتیبان حقوقی داریم هم حقیقی. با استفاده از این امتیاز 22 نفر را تحت پوشش قرارداده‌ایم و برایشان معیشت پایدار ایجاد کرده‌ایم. آنان طبق قراردادی دو ساله با ما همکاری می‌کنند. این همکاری به این شکل است که طرح و مواد اولیه را در اختیارشان می‌گذاریم و آن‌ها سفارشی که می‌دهیم را آماده می‌کنند و دستمزد می‌گیرند. بعد از دو سال هم قراردادشان تمدید می‌شود. کار دیگری که انجام داده‌ایم تحت پوشش قراردادن زنان آسیب‌دیده است. 12 نفر از افراد تحت پوشش ما زنانی هستند که مرتکب جرم شده و به زندان رفته‌اند و سابقه سرقت و اعتیاد داشته‌اند. بعد از پایان دوره محکومیت زندان به ما معرفیشان کرده است و تحت پوشش قرارگرفته‌اند. به این صورت ما زمینه بازگشت 12 زن مجرم به جامعه را فراهم کرده‌ایم. حداقل حقوقی که از ما می‌گیرند یک میلیون و پانصدهزار تومان است و می‌توانند زندگی سالم داشته باشند. موردی که در حال حاضر روی آن کار می‌کنیم خانمی است که درگیر فرایند آزادیش هستیم. او بعد از آزادی تحت پوشش ما قرار خواهد گرفت، آموزش خواهد دید و در مجموعه ما مشغول به کار خواهد شد. این روند تا زمانی که خودش بتواند یک کارگاه را اداره کند ادامه خواهد یافت. پس از این که به توانمندی رسید از مجموعه ما خارج خواهد شد و زیر نطر ما کارگاه خودش را اداره خواهد کرد و به این ترتیب موقعیتش از کارگر به کارفرما تغییر خواهد کرد. ما به خاطر مسئولیت اجتماعی‌مان که آن را کمک به ایجاد معیشت پایدار می‌دانیم،  یک ان.جی.او ثبت کرده‌ایم که کارآفرینی اجتماعیمان تداخلی با کسب‌وکارمان نداشته باشد. یعنی بتوانیم از آموزش‌هایی غیر از کسب و کار خودمان برای توانمندسازی و ایجاد معیشت پایدار استفاده کنیم. اردیبهشت 1400 ان.جی.اوی ما دوساله خواهد شد.

درباره اوضاع خانوادگیتان بگویید؟

در مورد شرایط خانوادگی همسرم باید نظر بدهد. ایشان اعتراضی به کارهای من ندارد اما فکر می‌کند اگر به گذشته برمی‌گشت با یک زن کارآفرین ازدواج نمی‌کرد. از شوخی گذشته من از او راضی هستم و او هم تحملم می‌کند و مشکلی نیست. واقعیتی که وجود دارد این است که اگر کسب‌وکار ما صددرصد اقتصادی بود از لحاظ مالی اتفاق بهتری برایمان می‌افتاد. ولی کسب و کار ما اجتماعی است و در آن پول و درآمد گزینه آخر است. گرایش این نوع کسب و کار بیشتر سازندگی و رفع مساله است. دغدغه ما ایجاد معیشت پایدار برای زنان آسیب‌دیده بوده است. کارکردن با این خانم‌ها کار را کمی سخت می‌کند.افرادی که زندگی سالمی دارند گیراییشان بیشتر است و نیازی نیست برایشان هزینه شود مثلا هزینه ترک اعتیاد ندارند. لازم نیست با خانواده‌شان صحبت شود و کار راحت‌تر پیش می‌رود. این دغدغه‌ها روی زندگی شخصی هم اثر می‌گذارد. یکی از تاثیرات مهمش را روی زمانی که  بیرون از خانه هستم گذاشته است. من ساعت 7 صبح از خانه بیرون می‌روم و الان که به دلیل قرنطینه باید بیشتر در خانه بمانم 7 شب برمی‌گردم. در شرایط عادی در بهترین حالت 9 شب به خانه می‌رسم. که معمولا این بهترین حالت اتفاق نمی‌افتد و من دیرتر این امکان را پیدا می‌کنم در خانه و در کنار خانواده‌ام باشم. اگر نگرش مثبت به این نوع کار در خانه ما نبود زندگی ادامه پیدا نمی‌کرد. بازخوردی که از کارمان می‌گیریم دعای خیری که همراهمان است اشتیاق ادامه دادن را در ما زنده نگه می‌دارد. وقتی می‌بینیم خانمی که تحت پوشش ماست دیگر موادمخدر مصرف نمی‌کند و زندگی سالمی دارد حس خوبی پیدا می‌کنیم و تاثیر این اتفاق مثبت را در زندگی خودمان می‌بینیم. همسرم حتی در کار هم مرا همراهی می‌کند. حتی در بعضی موارد به جای من آموزش داده است. مورد دیگری که باعث تعجب من شد این بود که پشت چرخ خیاطی نشست و از ضایعات کارگاه‌ها محصول تولید کرد. چون نتیجه کارش مطلوب بود به خانم‌ها آمورش دادیم و الان کارگاه چهل تیکه ما در زندان زنان مشغول به کار است و در حال فروش محصولاتش هستیم. نگرش هر دوی ما این بود که در راه حل معضل اشتغال زنان آسیب‌دیده قدم برداریم. چون معتقدیم اگر یک مادر مرتکب جرم شود و از خانواده فاصله بگیرد، خانواده متلاشی می‌شود و فرزندان آسیب می‌بینند. تا الان در این راه تلاش کرده‌ایم امیدواریم خدا کمک کند با موفقیت ادامه دهیم.

تقسیم کار در خانه شما به چه صورت است؟

من و همسرم قانون زندگیمان را خودمان نوشتیم. در همه خانه‌ها زن باید به پخت‌وپز و شست‌وشو وسایر کارهای منزل بپردازد و اگر وقت اضافه داشت بیرون کار کند. خانه ما اما از این قانون تبعیت نمی‌کند. مبنای رفتار ما در خانه همان رفتار اجتماعی است که بیرون از خانه داریم. در خانه ما اشکالی ندارد همسرم کارهای خانه را انجام دهد یا پولی که من به دست می‌آورم وارد حساب و صرف هزینه‌های زندگیمان شود. چند وقت پیش روانشناسی که من را تحلیل می‌کرد گفت در زندگی شما جای تو و همسرت عوض شده است و این ممکن است درآینده دچار مشکل شوید. ماجرا شامل مرور زمان شده است و ما نه تنها دچار مشکل نشدیم بلکه ظرفیت‌های هم را بیشتر و بهتر شناختیم. ما هیچ وقت کاری را وظیفه هم تلقی نکردیم به عنوان مثال من به همسرم نگفتم وظیفه توست که مخارج خانه را تامین کنی او هم کارهای خانه را وظیفه من ندانست. قانون خانه را براساس توانمندی‌هایمان نوشتیم. یک روز من فرصت دارم و غذا را آماده می‌کنم یک روز دیر به خانه می‌رسم و می‌بینم همسرم تدارک غذا را دیده است. دخترم این روزها درگیر آموزش مجازی است و اگر سوالی داشته باشد با من تماس می‌گیرد و من سعی می‌کنم پاسخ بدهم. روزهای تعطیل و زمانی که در خانه هستم من به درس او رسیدگی می‌کنم و سایر مواقع پدرش. همان‌طور که گفتم قانون خانه ما بر اساس توانمندی‌های خودمان است نه چیز دیگر و به لطف خدا تا کنون هم مشکلی پیش نیامده است.

برنامه‌تان برای آینده چیست؟

برنامه ما برای آینده راه‌اندازی کارخانه تولید کفش است. تصمیم داریم در این کارخانه هم از زنان آسیب‌دیده استفاده کنیم. برنامه‌مان این است که 100نفر از افراد آسیب‌دیده‌ای که جرائم کیفری دارند را تحت پوشش بگیریم. نمونه محصولات آماده شده و سوله‌ای هم برای محل کارخانه به ما پیشنهاد داده شده است. بنا داریم کارخانه را احداث کنیم و طی تفاهم نامه‌ای که با یکی از کشورهای همسایه بسته‌ایم محصولاتش را صادر و وضعیت اشتغال زنان را بهتر کنیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا