خانواده

چالش های زن روستایی در فروش

ایران بان نو:محسن دوباشی//بیش از نیمی از شیر مصرفی در ایران توسط روستاییان و عشایر کشور تولید می شود. این قشر نقش اساسی در تولید محصولات لبنی و در نتیجه حفظ زنجیره غذایی و نهایتا تامین سلامت مردم کشور بازی می کنند. اما با وجود نقش پررنگ آنها در حفظ این زنجیره شاهدیم که این بخش از جامعه نتوانسته آنچنان که شایسته و بایسته است سود اقتصادی از آن ببرد و همچنان بخش قابل توجهی از روستاییان و عشایر کشور از نظر مالی در مضیقه هستند. چرا که معمولا این قشر در هنگام بازاریابی و عرضه محصولات خود به مشکل برمی خورند و بخش غالب محصولات لبنی معمولا توسط دلالان و واسطه گرها با سودی کلان به دست توزیع کننده نهایی و مصرف کننده می رسد. بی آنکه این سود به جیب تولیدکننده اصلی یعنی روستاییان بریزد.

با توجه به این که در فرایند تولید سنتی محصولات دامی معمولا چرا و نگهداری بر عهده مردان و تولید و فروش فرآورده ها بر عهده زنان است، لازم است تا به نگاهی جدید به مشکلات و موانعی که زنان روستایی در راه بازاریابی برای محصولات دامی خود در سه شاخه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مواجه هستند، بنگریم.

موانع اقتصادی بزرگترین مشکل زنان برای بازاریابی

یکی از حوزه هایی که زنان روستایی برای بازاریابی محصولات دامی خود با آن به شدت دچار چالش هستند حوزه مسایل اقتصادی است. چرا که دلالان و واسطه هایی که در این حوزه در حال فعالیت هستند معمولا شیر را با کمترین قیمت ممکن از روستاییان خریداری می کنند. روستاییان نیز معمولا مجبور می شوند تا با قیمت پیشنهادی واسطه شیر تولیدی دام های خود را به فروش برسانند چرا که از یک سو تسهیلات حمل و نقل مناسب را ندارد تا شیر را پیش از فاسد شدن به دست تولیدکننده مواد لبنی یا مصرف کننده نهایی برساند. از سوی دیگر معمولا تعاونی های مناسب و فعال در زمینه خرید و فروش این محصولات وجود ندارد که بتوان از طریق آنها به موقع و با شرایط مناسب تولیدات را جمع آوری کرده و به مقصد رساند. بنابراین روستاییان مجبور می شوند با توجه به فسادپذیری بالای محصول هرچه سریع تر شیر تولید شده را به کمترین قیمت به واسطه ها بفروشند.

افزون بر این هزینه های بالای تولید مانع رقابت آنها با تولیدکنندگان صنعتی می شود که توانسته اند با استفاده از ترفندهای صنعتی و توسعه بهینه، هزینه تولید خود را پایین بیاورند. همچنین بیشتر زنان روستایی برخلاف صاحبان صنایع که از متخصصان حوزه مذاکره و صادرات بهره می برند، با شیوه های مذاکره و روش های ورود به بازار صادرات ناآشنا هستند و نمی توانند با صنایع بزرگتر به رقابت بپردازند و بازار مناسبی برای محصولات خود بیابند.

کمبود اعتماد به نفس زنان روستایی را عقب می راند

ابعاد اجتماعی کار زنان روستایی بعد از موانع اقتصادی چالش های جدی را در راه عرضه و بازاریابی محصولات پیش روی این قشر گذاشته است. یکی از مهمترین موانعی که زنان روستایی در بعد اجتماعی برای بازاریابی با آن مواجه هستند کمبود اعتماد به نفس است. زنان روستایی معمولا در جوامع بسته تر و با مردسالاری بیشتر رشد کرده اند معمولا کمبود اعتماد به نفس دارند. این کمبود اعتماد به نفس افزون بر این که در زمان مذاکره مانع جدی برای آنها است، قدرت ریسک پذیری آن ها را نیز کمتر می کند. همین شرایط آنها را در زمان مذاکره و بازاریابی در موضع ضعف قرار می دهد و موجب می شود قدرت رقابت و چانه زنی را از دست بدهند. چنین شرایطی به آن جا می انجامد که در این جوامع کمتر زنان را به عنوان صاحبان کسب و کار بپذیرند.

در نتیجه به نظر می رسد برای این که به توان این مشکلات را حل کرد و قدرت بازاریابی زنان روستایی برای فروش محصولاتشان را بالا برد، لازم است حتما به جوانب روانی این موضوع پرداخت و به افزایش اعتماد به نفس آنها برای حضور در بازار کار و بالا رفتن قدرت ریسک پذیری شان پرداخت.  اجرای طرح های اجتماعی و روانشناسانه در میان این قشر اگر به بالا بردن اعتماد به نفس زنان روستایی بیانجامد می تواند قدرت ریسک پذیری آنها را هم افزایش دهد تا با قدرت بیشتری بتوانند سهم خود را از بازار کار به دست بیاورند و از سوی باقی صاحبان کار جدی گرفته شوند.

برخوردهای نامناسب اشخاص و سازمان ها

موانع و مشکلات فرهنگی بخش دیگری از موانع و چالش های است که زنان روستایی در راستای بازاریابی محصولات لبنی خود با آن دست و پنجه نرم می کنند.

 برخورد نامناسب از سوی سازمان ها و افراد یکی از بزرگ ترین مشکلات فرهنگی است که پیش روی زنان عرضه کننده محصولات لبنی وجود دارد. این برخوردهای نامناسب طیف گسترده ای از رفتارها را در بر می گیرد از کاغذبازی ها و قوانین دست و پاگیری که در ادارات مربوطه مانند یک ترمز سرعت را کم می کند تا برخوردهایی که افراد خانوده یا هم محلی ها با این زنان دارند. هر کدام از این مولفه ها علاوه بر کند کردن فرایند می تواند موجب دلسردی زنان شده و توان آنها را در ارایه محصولاتشان بکاهد.

همچنین بیشتر این زنان در زمینه مهارت های اطلاعاتی و دانش و مهارت رهبری و مدیریتی از دانش و اطلاعات کافی برخوردار نیستند که آنها را برای دستیابی به بازار هدف و مدیریت کسب و کار با مشکل مواجه می کند. از سوی دیگر فرهنگ مردسالارانه موجود به طور جدی در کار زنان برای بازاریابی موانع جدی ایجاد کرده است. مشکلی که رفع آن مانند موارد پیشین نیاز به آموزش جوامع روستایی و به ویژه زنان دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا